تبليغاتX
عشق و تنفر
عشق و تنفر
از عاشقی یا از نفرت کی می دونه شاید فقط خدا
قالبهاي وبلاگ تماس آرشيو صفحه نخست
  صدف تهی     سه شنبه دوازدهم تیر 1386-18:26-حسام  
یک قطره از آسمان به دریاچه چکید
در سینه ی من ستاره ای گشت پدید
یک چند چنان نرمی قویی وحشی
امواج به روی بستر من لغزید

روزی ز پریشانی سررشته ی بخت
غواص به دریای دل آرامم دید
بگرفت و شکست و گوهرم را بربود
بگذاشت مرا شکسته و بی امید...

در ساحل روزگار پوچم اکنون
کس دست نیاز بر سر من نکشید
افتاده و داده گوهر دل از دست
من یک صدفم، تهی دل از مروارید

*محمد زهری*


لينک به نوشته  |