درها به طنين هاي تو واكردم
هر تكّه نگاهم را جايي افكندم، پر كردم هستي ز نگاه
بر لب مرداب، پاره لبخند تو بر روي لجن ديدم، رفتم به نماز.
در بن خاري، ياد تو پنهان بود، پاشيدم به جهان.
بر سيم درختان زدم آهنگ ز خود روييدن، و به خود گستردن.
و شياريدم شب يكدست نيايش، افاشندم دانه راز.
و شكستم آويز فريب.
و دويدم تا هيچ. و دويدم تا چهره مرگ، تا هسته هوش.
و فتادم بر صخره درد. از شبنم ديدار تو تر شد انگشتم، لرزيدم.
وزشي مي رفت از دامنه اي، گامي همراه او رفتم.
ته تاريكي، تكه خورشيدي ديدم، خوردم، و ز خود رفتم.
و رها بودم.


خانم ها آقايان خانم ها آقايان
لطفا توجه كنيد :
طبق نظر مقام معظم خودم هركسي كه وارد اين وبلاگ مي شه اگر نظر نده به مجازاتي دچارش مي كنم كه شيطون رو به خواب ببينه :
اينم عكسش
