تبليغاتX
عشق و تنفر
عشق و تنفر
از عاشقی یا از نفرت کی می دونه شاید فقط خدا
قالبهاي وبلاگ تماس آرشيو صفحه نخست
  باران( احمد شاملو )     یکشنبه بیست و نهم مهر 1386-20:8-کیمیا  

آنگاه بانوي پر غرور عشق خود را ديدم

در آستانه پر نيلوفر،

كه به آسمان باراني مي انديشيد

 

و آنگاه بانوي پر غرور عشق خود را ديدم

در آستانه پر نيلوفر باران،

كه پيرهنش دستخوش بادي شوخ بود

 

و آنگاه بانوي پر غرور باران را

در آستانه نيلوفرها،

كه از سفر دشوار آسمان باز مي آمد.


لينک به نوشته  |